پیشرفتهای خانوم گل
چی بگم از کارات عزیز دل مامان 
شیرین زبون و بلااااااااااااااااااا شیرین و خوشمزه

یکی از کارای خیلی مهمی که یاد گرفتی اینه که یه مدت میشه تو خونه پوشکت نمیکنم فقط یه بار بردمت روی لگن نشوندمت و بهت گفتم جیش داشتی بدو بدو بیا و بشین اینجا .شما هم فورا گرفتی چی میگم قربونت برم
باورم نمیشد اما اینکار شد و حالا شما خیلی کم پوشکی و حتی وقتی که پمپرز هستی و جیش داری فورا میگی مامان جیش و میدویی میری رو لگن میشینی
این که برام آسون بود موندم شماره 2 رو چطوری یادت بدم که خودت رو کثیف نکنی ..
همچنان عاشششششق نقاشی هستی و دیگه از خط خطی دایره میکشی و شکلهای بسته وگاهی سعی میکنی داخلشونم رنگ بزنی نقاش کوچولوی ماماااااااااااانـــــــــــــــــــــــی
تقریبا در طول روز 2 ساعتی مشغول نقاشی هستی

کتابهات رو خیلی دوست داری اونم 2 ساعتی مشغولت میکنه تااز اسباب بازیهات خسته میشی میری سراغ کتابهات نفســـــــــــــممممممممممم
عاشق خرید هستی وقتی میریم فروشگاهی یا مغازه ای میری سر قفسه ها و میگردی و چیزهایی که خوشت میاد رو ورمیداری
دیگه خودت مستقل شدی و غذات رو خودت میخوری بدون اینکه از قاشفت چیزی بریزه لیوان آب رو هم چنان با مهارت دستت میگیری که یه قطره هم نمیریزه درضمن غذاتو خودت انتخاب میکنی اگه چند جور غذا باشه شما یکیشو انتخاب میکنی و تا آخرش همونو میخوری و من و بابا هر کاری کنیم لب به بقیه نمیزنی قربونت برم
البته ماسسسسسسسسسسست که همچنان برقراره


لباسات رو میتونی دربیاری و شلوار و کفشت رو هم میتونی بپوشی البته همیشه کفشات رو برعکس پات میکنی 
مسواکت رو مرتب میزنی اگه ما یادمون بره شما فورا یاد آوری میکنی که مییییییییییی مامااااااااان
وقتی خیلی خسته ای میری رخت خوابت رو میاری و پتو روت میکشی و برای خودت لالایی میخونی تا بخوابی اما آخرش تا شیر نخوری خبری از خواب نیست
کمکم خونه رو مرتب میکنی و گاهی اتاقت رو بهم میریزی و دوباره جمع میکنی اگه چیزی رو زمین ببینی مثلا هسته ی میوه ای فورا برمیداری و میندازی تو سطل زباله
گاهی میری سراغ کیسه ی برنجها یا حبوبات و اونا رو میریزی (چون تو باز کردن در همه چیز ماهر شدی و هیچ جیزی رو نمیتونم ازت پنهون کنم )فورا میری نپتون رو میاری و شروع میکنی جارو زدن قربونت برم الهی 
یا اگه آب یا غذا بریزی رو فرش بدو میری یه دستمال میاری و پاکش میکنی با اون دستای کوچولوت فدات بشم مــــــــــــــــــــن

.: هدیه ای از طرف خدا...یلدا تا این لحظه ، 1 سال و 6 ماه و 17 روز سن دارد



پیشرفتهای خانوم گل 




