هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

پیشرفتهای خانوم گل

1393/4/9 16:59
275 بازدید
اشتراک گذاری

چی بگم از کارات عزیز دل مامان بغل

شیرین زبون و بلااااااااااااااااااا شیرین و خوشمزهبوسمحبت

یکی از کارای خیلی مهمی که یاد گرفتی اینه که یه مدت میشه تو خونه پوشکت نمیکنم فقط یه بار بردمت روی لگن نشوندمت و بهت گفتم جیش داشتی بدو بدو بیا و بشین اینجا .شما هم فورا گرفتی چی میگم قربونت برممحبت

باورم نمیشد اما اینکار شد و حالا شما خیلی کم پوشکی و حتی وقتی که پمپرز هستی و جیش داری فورا میگی مامان جیش و میدویی میری رو لگن میشینیزیبا

این که برام آسون بود موندم شماره 2 رو چطوری یادت بدم که خودت رو کثیف نکنی ..دلخور

همچنان عاشششششق نقاشی هستی و دیگه از خط خطی دایره میکشی و شکلهای بسته وگاهی سعی میکنی داخلشونم رنگ بزنی نقاش کوچولوی ماماااااااااااانـــــــــــــــــــــــی بغلتقریبا در طول روز 2 ساعتی مشغول نقاشی هستیزیبا

کتابهات رو خیلی دوست داری اونم 2 ساعتی مشغولت میکنه تااز اسباب بازیهات خسته میشی میری سراغ کتابهات نفســـــــــــــمممممممممممبوس

عاشق خرید هستی وقتی میریم فروشگاهی یا مغازه ای میری سر قفسه ها و میگردی و چیزهایی که خوشت میاد رو ورمیداریخندونک

دیگه خودت مستقل شدی و غذات رو خودت میخوری بدون اینکه از قاشفت چیزی بریزه لیوان آب رو هم چنان با مهارت دستت میگیری که یه قطره هم نمیریزه درضمن غذاتو خودت انتخاب میکنی اگه چند جور غذا باشه شما یکیشو انتخاب میکنی و تا آخرش همونو میخوری و من و بابا هر کاری کنیم لب به بقیه نمیزنی قربونت برممحبت

البته ماسسسسسسسسسسست که همچنان برقرارهچشمک

 

 

لباسات رو میتونی دربیاری و شلوار و کفشت رو هم میتونی بپوشی البته همیشه کفشات رو برعکس پات میکنی خندونک

مسواکت رو مرتب میزنی اگه ما یادمون بره شما فورا یاد آوری میکنی که مییییییییییی مامااااااااانخندونک

وقتی خیلی خسته ای میری رخت خوابت رو میاری و پتو روت میکشی و برای خودت لالایی میخونی تا بخوابی اما آخرش تا شیر نخوری خبری از خواب نیستمتنظر

کمکم خونه رو مرتب میکنی و گاهی اتاقت رو بهم میریزی و دوباره جمع میکنی اگه چیزی رو زمین ببینی مثلا هسته ی میوه ای فورا برمیداری و میندازی تو سطل زبالهچشمک

گاهی میری سراغ کیسه ی برنجها یا حبوبات و اونا رو میریزی (چون تو باز کردن در همه چیز ماهر شدی و هیچ جیزی رو نمیتونم ازت پنهون کنم )فورا میری نپتون رو میاری و شروع میکنی جارو زدن قربونت برم الهی بغل

یا اگه آب یا غذا بریزی رو فرش بدو میری یه دستمال میاری و پاکش میکنی با اون دستای کوچولوت فدات بشم مــــــــــــــــــــنبغل

.: هدیه ای از طرف خدا...یلدا تا این لحظه ، 1 سال و 6 ماه و 17 روز سن دارد

 

پسندها (5)

نظرات (3)

تبادل لينک
9 تیر 93 20:28
سلام من زياد به وبلاگت سر ميزنم مطالبت جالبه لطفا بيشتر مطلب بزار چون ميبينم براي وبلاگت زحمت ميکشي اينو هم بهت ميگم برو به اين سايتي که ادرسشو رو گزاشتم و ازش لينک بگير رايگان بازديدت زياد ميشه من گرفتم خوب بود -----
مامان مریم
10 تیر 93 8:59
سلام قربون دخمل شیرین زبون قربونت برم که اینقد به تمیزی اهمیت میدی هرچی رو زمین باشه برمیداری معین جون منم همینطوریه خیلی کاراشون مثل همه من که می میرم برای این وروجکای خوشجل اومدن ماه مبارک رمضان مبارک ما رو هم تو این ماه عزیز دعا کنید
✿فاطمه✿
11 تیر 93 15:23
سلام مامان یلدا جووون با افتخار لینک شدین